السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

534

تفسير الميزان ( فارسي )

بدهد و آن را بشنود ، و اشتغالات غير حق ، او را از شنيدن حق مشغول نكرده باشد ، و در عين حال حاضر به شنيدن و فرا گرفتن شنيده هاى خود باشد ، از آن متذكر مىشود . در اين آيه بين كسى كه قلب دارد و كسى كه گوش دهد در حالى كه شاهد هم باشد ، ترديد شده ، فرموده يا آن باشد يا اين ، و اين ترديد بدين جهت است كه مؤمن به حق دو جور است ، يا كسى است كه داراى عقل است ، و مىتواند حق را دريابد و بگيرد ، و در آن تفكر كند و بفهمد حق چيست ، و به آن اعتقاد بيابد ، و يا كسى است كه تفكرش نيرومند نيست ، تا حق و خير و نافع را از باطل و شر و مضر تميز دهد ، چنين كسى بايد از ديگران بپرسد و پيروى كند . و اما كسى كه نه نيروى تعقل دارد و نه حاضر است از گواهان ، سخن حق را بشنود ، هر چند آن گواه و شاهد رسالت داشته باشد ، و او را انذار كند ، چنين كسى جاهلى است لجباز ، نه قلب دارد و نه گوش ، هم چنان كه در جاى ديگر قرآن مىبينيم كه مىفرمايد : « وَقالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ » « 1 » . * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ » ) * كلمه « لغوب » به معناى تعب و خستگى است ، و معناى آيه روشن است . بحث روايتى در كتاب توحيد به سند خود از عمرو بن شمر ، از جابر بن يزيد روايت كرده كه گفت : من از امام ابى جعفر ( ع ) پرسيدم : آيه شريفه * ( « أفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » ) * چه معنا دارد ؟ حضرت فرمود : اى جابر ، تاويل اين آيه چنين است كه وقتى اين عالم و اين خلقت فانى شود ، و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جاى گيرند ، خداى تعالى دست به خلقت عالمى غير اين عالم مىزند ، و خلقتى جديد مىآفريند ، بدون اينكه مرد و زنى داشته باشند ، تنها كارشان عبادت و توحيد خدا است ، و برايشان سرزمينى خلق مىكند غير از اين زمين تا آن خلايق را بر دوش خود بكشد ، و آسمانى برايشان خلق مىكند غير از اين آسمان ، تا بر آنان سايه بگستراند . و شايد تو خيال مىكردى خدا تنها همين يك عالم را خلق كرده ، و يا مىپنداشتى

--> ( 1 ) و گفتند اگر از عقلاء مىشنيديم و يا اگر خود تعقل مىكرديم در زمره مردم دوزخ نمىبوديم . سوره ملك ، آيه 10 .